دخترآریایی

خرید بک لینک
نمیتونم فراموش کنم نمیخواستم فراموش کنمولی مجبورم کردن فراموش کنم کتک خوردم چون اسماشونو صدا میکردم!!! یک سطل اشغال شده بود محرم اسرار من . سطلی که روش عکس شیر دریایی و دلقکی داشت . مادرم با عصبانیت گ دخترآریایی...

ما را در سایت دخترآریایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 154 تاريخ: پنجشنبه 12 دی 1398 ساعت: 16:31

نفرین به کسی که انداختم تو فکری که نمیدونم اخرش چی میشه. گیجم کرد و نزاشت بفهمم چه اتفاقی افتاده

دخترآریایی...

ما را در سایت دخترآریایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: پنجشنبه 12 دی 1398 ساعت: 16:31

داشتم فکر میکردم اگه حداقل به یه سال قبل میتونستم برگردم خیلی چیزا تغییر میکرد. مثلا میتونستم بفهمم این حرفایی که شنیدم اون موقع واقعا تو بیداری بوده یا نه

یا حتی دو سال پیش واقعا من مدیرعاملمونو تو رستوران هانی دیدم یا یکی با چهره مشابه اش بوده/: چون منطقی نیست که من اونجا دیده بودمش اونم اتفاقی و منطقی نیست فکر کنم سلام کرده /:

یعنی توهم در این حد/:

دخترآریایی...

ما را در سایت دخترآریایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: پنجشنبه 12 دی 1398 ساعت: 16:31

غذا که میخوردم وایمیستادم سرم رو میزاشتم به بابام

مدل نشستن هم غورباقه ای

بابایی ترین موجود دنیا بودم. خخخخ

دخترآریایی...

ما را در سایت دخترآریایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 152 تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 8:54

من یادم میاد رفته بودم دسته عزاداری دم لونه مرغا بابا دومیم دیدم(:البته اون موقعه فراموشی گرفته بودم دعوا کرد پدرمو /:گفت چه بلایی سرش اوردید هیچی یادش نیست من فقط حسم یادم بودالان یادم میاد چیشد فرام دخترآریایی...

ما را در سایت دخترآریایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 21:40

نامردی یعنی اینکه به زور مجبور کنن افرادی رو که دوست داشتی فراموش کنی و بعد اونا به عنوان دشمنت معرفی کنن اونم تو بچگی

دخترآریایی...

ما را در سایت دخترآریایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 21:40

خیلی خوش گذشت((:

میشه تمومش کنی!!!!

یه سرگرمی دیگه پیدا کن (؛

دخترآریایی...

ما را در سایت دخترآریایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 21:40

اینکه خیلی چیزا رو یادم نمیاد

فکر کردم شاید تو پارک گم شدم یا بیهوش بودم

اگر گم شدنم تو اون پارک دم مدرسه بوده باشه قطعا مشخصه چیشده بوده

دخترآریایی...

ما را در سایت دخترآریایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 166 تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 21:40

برای اینکه از یادم بره مادرم خیلی اذیتم کرد و حالا بیشترین چیزی که یادم میاد اون اذیتس تا خاطراتم (: هی بک میدم رو زمانی که به زور میگفت اسمشونو نیار!!!!

دوستشون داشتم و به زور مجبور کردن یک بچه به فراموش کردن خودش به تنهایی واقعا یه جنایتهههه

دخترآریایی...

ما را در سایت دخترآریایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 21:40

صفحه بندی